تبليغاتX
::: رفتنم را مقصد تقدیر شد :::
     
 

 
 

    ... .

 وقتی شادی آروم بخند

                                تا

                                     غم بیدار نشه

وقتی غمگینی آروم گریه کن

                                      تا

                                          شادی نا امید نشه

 

شاید تو برای دنیا یه نفر باشی ولی یک نفر هست که تو براش یه دنیایی.

                                                                                               *نازگل*

  ۝ در تاریخ چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 7:49  توسط نازگل  | 
 

    عشقه قشنگم داره از دستم میره

 نه...نه...گریه نمی کنم...چشمامو می بندم و فقط خودمو خالی میکنم.

فقط برای خدای خوبم می نویسم. فقط حرفم با اونه...فقط با خودش

خدایا تو خودت می دونی پیچک خشکیده ای بودم که به دور ساقه هایه مرگ پیچیده بودم

و پرپر شدم...با اومدنش از نو جون گرفتم.

نقطه امیدی بود تو این سیاهیای روزگار،تو نا امیدی دلم.

هزاران بار میگم، اگه فقط تو بخوای دیگه واسه همیشه میزارمش کنار...چونکه می دونم که می دونی... من لایق عشقش نیستم. اون بزرگه، اون پاکه اما منه حقیر چی؟

حتی نمی دونم حالا که دارم باهات حرف میزنم گوش میکنی یا نه؟ اما می نویسم شاید یه روزی دلت سوخت و نظری هم به من کردی.

خدای قشنگم... دلم بد جوری گرفته... نه گریه نمی کنم.

این اولین باری نیست که امیدمو از دست دادم پس گریه نمی کنم.

چرا به هر چی دل میبندم باید خیلی زود از دلم بزارمش کنار؟

نه...نمی گم عشقمو برام نگه دار چون دیگه نمی خوامش...دیگه هیچکسو نمی خوام.

سنگم کن...اولین دفعه ای نیست که ازت می خوام سنگم کنی!!!

شدم سنگ صبور...همه زخمایه دیگرانو به روحم وارد کردم....شکایتی نیست!!!

خدایا این دفعه بی احساسم کن، بی احساس تر از دفعه قبل که دیگه.. احساس..جرات نکنه بروز کنه

و حالا ضربه دیدن....چه خیال این هم ضربه ای دیگه بر پیکری که تیکه تیکه ست.

خدای مهربونم....تنها تو موندی برام

پس گوش کن.... نمی دونم چی شد که روح آزاد شد، پر و بالی تازه گرفت. اما باز هم به زنجیرش کشیدم.

حالا او زندانیه منست. دیگه یه لحظه هم آزادش نمی زارم. هر لحظه و هر لحظه عذابش خواهم دادم.

پس روزایه عذابت مبارکت باد.

بهتر بگم.. حاضرم مرگ تدریجی رو بهش نشون بدم...

خدای مهربونم کمکم کن. اگه صلاح میدونی ازم بگیرش ..من به دنیای خودم بر می گردم. دنیایی که با اشکام ساختم.

  ۝ در تاریخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 8:2  توسط نازگل  | 
 

    من لایق عشقت نیستم...دلتنگیت میشه تموم زندگیم

 

تو رو داشتن واسه من شده بود یه سر پناه

تو شدی آروم دل، یه مرحم واسه دردام

آخ! که پاییزه بهاره عشقمون چه زود از راه رسید

غروب و دلتنگیاش، مرگه روزایه زندگی

دیگه داره باورم میشه غمه پاییز ما رو گرفت

روزایه قشنگه عشقمون بوی درد و رنج گرفت

؟؟؟ گوش کن داره صداش میاد میگه: از هم جدا بشین!؟

باید عشقتو من یادم بره     تموم تکرار با تو بودن یادم بره

من برات میشکنم و تو پا بر جا بمون     من میرم و تو فقط به یاد عشقمون بخون

دیگه نگاه نکن به چشمایه بارونیم، باید برم بهترین

باید برم بهترین، سایه بشم، برم تو اوج بی کسی

  ۝ در تاریخ جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 7:29  توسط نازگل  | 
 

   

 به نام حامی قشنگم

سلام...سلام...سلام و باز هم سلام

این بار دیگه اومدم بمونم اگه خدا بخواد...نه اینکه بیام و برم و خودمم ندونم اینجا چی می گذره و چه خبره . پس یه سلام دیگه برای موندنم.

بزارین همین اول از دوست بسیار عزیزم (من به ایشون می گم باران) خیلی تشکر کنم به خاطر تمام محبتا و راهنماییاش. باران عزیز خیلی ممنون. از همین جا برات آرزوی خوشبختی می کنم و امیدوارم هر چه زودتر فاصله ها از بین برن و به عزیزت برسی. آمین

راستی اگه اشتباه نکنم هفته ..هفته جوان ست. پس این روزا رو تبریک میگم به همه جوونای عاشق .

البته فقط جوونا نه کهنسالان که هر ۱۰۰ سال شناسنامشونو عوض می کنن(نیش زهر آگین...تحویل بگیر) ما هم نفهمیدیم بعضیا واقعا چند سال دارن.

زیاد خودتونو درگیر اینکه بعضیا کی هستن و چند سالشونه نکنین.فقط اینو بگم که با هم خیلی دوستیم...خیلی

دوستیمون از نوع دشمنیه و سنشو گفتم که بالاخره یه نیشی باید به دشمن  زد یا نه؟

  ۝ در تاریخ پنجشنبه شانزدهم شهریور 1385ساعت 7:2  توسط نازگل  | 
 

    به نام خدا

 به نام خدای پیوند دهنده ی قلبهای زنجیری

  ۝ در تاریخ چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 6:55  توسط نازگل  | 

درباره وبلاگ

سلام تنها بهونه زندگی

نمی خوام تنها بمونم توی این شبایه پر درد.........نمی خوام بی تو بمونم توی این دنیای بی رنگ

مرا پر کن از امیدهای قشنگت....مرا بساز....بر ویرانه های وجودم آتش بزن

مرا بسوزان....سوزاندن تو زیباست.


کاش همیشه بمونی واسه من!!!!!

 

آرشیو

 
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
 

پیوندها

 

بردیا (شلم شولبا)
داداش علیرضا
کتایون عزیز (بر باد رفته)
آقا مهدی (مرگ در تنهایی)
سحر خوبم (افسون عشق)
فلاکت
شاپرک نازم (غم توی چشمات چه غریبونه نشسته)
زیبای خفته (زیبای خفته در شب)
صابر (خیلی دوستت دارم)
حمید.پسر تنها (اشک سرد)
نسرین گلم (نسرین تنها)
علیرضا (هزار و یک شهر عشق)
فرزانه و مهسا. شیطون بلاها (دخترهای کوچه پشتی)
مهسای مهربونم (ناله های پنهانی)
محمد (سلطان قلبها)
محمد. دلشکسته (یلدای عاشق)
محسن (آف های توپ و باحال)
رضا (رفاقت قصه تلخی است که از نامش گریزانم)
آرش (عشق پنهان)
احسان. اسی (حالا بیا اینجا)
محمد (منو نگاه کن)
نیمای عزیز (جایی به اسم وبلاگ)
مانی عزیز (غربت)
علی رضا (طلوع عشق)

Design By FeLaKaT
Powered By BLOGFA.COM