سلام گلم.... .
وقتی که خالی از زندگی بودم
وقتی که جاپاهای مرگ بر پیکر یخ زده ام منجمد می شد
در من جاری شدی....
حسه قشنگی در من جاری شد
سرشار از زندگی، یکپارچه آتش، مرگ از من گریخت
نفسی شدی برای تموم نفسهایی که اسیر بغضم بودن.
تو در من جاری شدی....
تموم زندگیم باش، حصارهای غمم را بشکن.
فردا ناباورانه انتظار من و تو را می کشد.
